تبلیغات
دکتر حشمت الله فلاحت پیشه





کلیپ

کانال تلگرام

خاطرات سیاسی
بخش اول...
/ 9 دی پایانی بر بدترین خاطرات عمرم/

نه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1388،جناب احمدی نژاد یکی از نزدیکان سیاسی خود را به عنوان وزیر پیشنهادی کشور به مجلس هشتم معرفی کرد. به دلایل مختلف نگران شدم. مهمترین دلیلم این بود که این معرفی ممکن بود زمینه را برای سوءاستفاده دشمنان جمهوری اسلامی ایران در تحریک شائبه های انتخاباتی فراهم کند.
از مدت ها قبل رسانه های ضد ایران و البته برخی سیاستمداران آمریکایی و اروپایی زیر سوال بردن ساز و کارهای انتخاباتی جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار داده بودند. اساس کار بر راهبرد جنگ سردی برگرفته از نظریات "جرج کنان"استوار بود. طبق این نظر باید کاری می کردند که نظام سیاسی کشور هدف، جذابیت خود را ازدست می داد. مهمترین بخش این راهبرد ایجاد بی اعتمادی به نظام انتخاباتی کشور بود. لذا برخلاف دوره های گذشته که سردی ،تحریم و بی تفاوتی مردم در انتخابات را دنبال می کردند،این بار حضور گسترده مردم را پیش بینی کرده بودند. جلوی موج را نمی توانستند بگیرند. لذا هدف آنها منحرف کردن آن بود.
رسانه های آمریکایی،صهیونیستی در خارج و بیش از 170 مأمور و وابسته دیپلماتیک انگلیسی در داخل فعالیت های میدانی و روانی خود را آغاز کرده بودند.
در این شرایط باید مراقبت های صیانتی هم از طرف دولت مستقر آقای احمدی نژاد و هم رقبای سیاسی او صورت می گرفت. که به اعتقاد من دو طرف به وظیفه خود عمل نکردند.
به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی کشور ثبت نام کردم. عین سخنانم در مخالفت را بلافاصله پس از درج این قسمت خاطره منتشر میکنیم. ببینید چقد دقیق توطئه را پیش بینی کرده بودم و البته موارد دیگری که طرح آنها بی سابقه بود از جمله نگرانی همیشگی ام از پیوند ثروت و قدرت. اما چه سود که به جای پاسخ منطقی،فقط اذیت،آزار و انتقام چشیدم و بگذریم که بارها در تنهایی ام مقابل اصحاب ثروت و قدرت فقط خدا را داشتم و بس.
از اقصی نقاط کشور و از میان مقامات و مسئولان مختلف با من تماس گرفته شد از تطمیع تا تهدید آشکارا به رخم کشیده می شد. همزمان صف عریض و طویل مخالفین وزیر پیشنهادی آب می رفت و همه فشارها بر روی ذهن خسته من تمرکز می یافت. یکی وعده وزارت می داد و یکی وعید رد صلاحیت.و کسی به استدلال هایم توجه نمی کرد و حتی پس از طرح دلایلم در شورای مرکزی اصولگرایان،رای جمعی بر عدم اعتماد به وزیر بود. اما فراکسیون نه به این رای پایبند ماند و نه به رای مهمتری مربوط به ریاست جمهوری. موضوعی که در ادامه شرح خواهم داد،تا شما در مورد بدترین سالیان غربت سیاسی ام داوری کنید.
نیمه شب قبل رای اعتماد هر لحظه سطح عناوین سیاسی تماس هایی که با من گرفته می شد، بالاتر می رفت و البته غلظت تهدیدها نیز به همان میزان بیشتر می شد. همین تحملم را تحلیل برده بود. گوشی را خاموش کردم و یکی از پراسترس ترین شب های عمرم را تقریبا بدون خواب واقعی به صبح رساندم.

شش صبح مجلس بودم. به رسم جلسات رای اعتماد به سراغ دیگر مخالفان رفتم تا به صورت تیمی کار مخالفت را پیش ببریم. دلم به فراکسیون خوش بود ولی نه اثری از مخالفت فراکسیون اصولگرایآن مانده بود و نه ردی از افراد ثبت نام کرده در لیست مخالفین.
جالب اینکه برخی از نمایندگان حامی دولت نیز به عنوان مخالف نوشته بودند،تا وقت مخالفین را بگیرند ولی موافق صحبت کنند.و در آن روز بی همتا شش موافق داشتیم و بنده تنها مخالف وزیر پیشنهادی کشور.
به اینجا که رسیدید،فیلم چند دقیقه ای مخالفت بنده را ببیند،تا باقی ماجرا را توضیح دهم.


پایان بخش اول...

[http://www.aparat.com/v/DCQoA]


 9 دی پایانی بر بدترین خاطرات عمرم

بخش دوم...

"خاطرات سیاسی دکترفلاحت پیشه"


...در حینِ جلسه، حتی آقای لاریجانی مجبور شد پس از چند تذکر،به صحبت های یکی از نمایندگانی پایان دهد که به اسم مخالف، موافقت می کرد.اما قضیه جدی تر از این بود .این جلسه تاریخی، نتیجهء بی سابقه ای نیز داشت.
وزیر پیشنهادی نصف به علاوه نیم آرای نمایندگان را کسب کرد.او به نصف به علاوه یک نیاز داشت ولی فقط نیم رای بیشتر از نصف آورد. بلافاصله برخی از نمایندگان با تذکراتی که تا روز بعد ادامه داشت،شائبه رای نیاوردن وزیر را مطرح کردند.اما همان لحظه دو خبرنگار خارجی از جمله خبرنگار یک خبرگزاری انگلیسی نظر بنده را جویا شد،گفتم از نظر من ایشان رای آورده و شائبه ای در کار هیات رییسه نمی بینم.
از فردای آن روز دستور تخریب بنده صادر شد.شب نامه نویسی در دستور کار قرار گرفت.و حتی عواملی در حوزه انتخابیه علیه من تحریک شدند.اما این پایان ماجرا نبود.به خاطر اعتقاد قلبی ام به مجلس ،دغدغه تازه ای به نام استقلال و اقتدار مجلس،بر فکر و ذهنم قالب شد.چون به این دو جمله اعتقاد عملی دارم که :"مجلس در رأس امور است"و "نماینده نباید وکیل الدوله باشد".
موضوع انتخابات ریاست جمهوری روزبه روز جدی تر می شد.آثار آن در نطق های میان دستور نمایندگان قابل پیش بینی بود.فضا دوقطبی شده بود درجریان مخالف احمدی نژاد عده ای به هجو و تخریب روی آوردند و عده ای نیز اصول و ساختارهای بنیادی نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال می بردند.اما در طرف دیگر؛ شماری از نمایندگان حامی دولت به دنبال کشاندن مجلس به کارزار انتخاباتی بودند.در جمع اصولگراها جلسه اضطراری مجمع عمومی با حضور 204 نماینده در محل صحن علنی مجلس برگزار شد.
ریاست جلسه بر عهده آقای لاریجانی بود.موضوع،درخواست نمایندگان حامی دولت در فراکسیون اصولگرایان بود که انتظار داشتند کل فراکسیون بیانیه ای رسمی درحمایت از آقای احمدی نژاد در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری را صادر نماید.رئیس جلسه اعلام کرد پنج موافق و پنج مخالف برای پیشنهاد فوق پشت تریبون اصلی صحبت کنند.
به عنوان اولین مخالف پیشنهاد،مطالبی را پشت تریبون گفتم که پرونده ام را نزد تندروها از گذشته سنگین تر کرد. بدون هیچ ملاحظه ای گفتم:"بنده معتقدم هر منصب سیاسی و مدیریتی،ظرفیت خاص خود را می طلبد.و به تناسب افزایش سطح مناصب فوق،باید ظرفیت روانی،اخلاقی و سیاسی نخبگان سیاسی افزایش یابد،من معتقدم این بنده خدا ظرفیت پست و جایگاه ریاست جمهوری را ندارد.مجلس جایگاه خطیری است،اگر کل تخم مرغ های پارلمان و فراکسیون فوق اکثریتی اصولگرایان را در سبد او قرار دهید.آنها را خواهد شکست. لذا خواهش کردم نمایندگان به پیشنهاد امضای بیانیه ی حمایتی از احمدی نژاد برای ادامه ریاست جمهوری او در دوره دوم رای ندهند". مهمترین و جدی ترین موافق صدور بیانیه و مخالف نظرات بنده یکی از برادران روحانی و از دوست های بسیار خوب بنده بود که الان در مجلس دهم نیز افتخار همکاری با ایشان را دارم. ایشان بنده را به همسویی  با آقای هاشمی متهم کرد و البته بگذریم که چند توهین آبدار را نیز نثارم کردند.جالب اینکه بنده در دوره قبل به آقای هاشمی رفسنجانی حتی رای هم نداده بودم.
به هرحال رای گیری محرمانه و با ورقه آغاز شد و از 204 عضو حاضر فراکسیون اصولگرایان، 88 نفر در مقابل 86 نفربا نظر ما موافقت کردند.و بقیه در انتخابات شرکت نکردند.ولی در کمال تعجب از صبح روز بعد شرایط دیگری شکل گرفت که خلاف اساسنامه فراکسیون بود.
حامیان صدور بیانیه برغم شکست در انتخابات داخلی فراکسیون،بیانیه حمایت بدون قید و شرط از احمدی نژاد در انتخابات دوره دوم را تنظیم،و مشغول جمع آوری امضا شدند.یکی از عزیزان بیانیه را که 211 نفر آن را امضاء کرده بودند،نزد من آورد و گفت :هنوز اعتقاد داری نباید امضا کرد؟عرض کردم:" اعتقادی به کار شما ندارم .این کار هم وهن مجلس است و هم وهن فراکسیون."
هنوز هم معتقدم آن کار، قربانی کردن با سابقه ترین و پرافتخارترین پارلمان خاورمیانه پیش پای کسی بود که رسما می گفت "مجلس در رأس امور نیست." و البته حرف او در مورد آن مجلس صدق می کرد.حتی یک بارهم گفته بود هر وقت اراده کنم این نمایندگان را هشت تا هشت تا به خاطر یک سفر دنبال خودم می کشانم(نقل به مضمون)
این قسمت را نیز راست میگفت.برخی از افراد پای ثابت سفرهای نیویورکی ایشان بودند.

 پایان بخش دوم...




طبقه بندی: خاطرات سیاسی،
[ پنجشنبه 9 دی 1395 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ علی فلاحت پیشه،سجادحسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مدیر وبلاگ : سجاد حسینی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :